السيد عبد الحسين الطيب

131

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)

و ضلالت و بدعت و انكار ضروريات دين و مذهب يا متخلق شود باخلاق رذيله و صفات خبيثه و ملكات قبيحه مثل كبر و عجب و حسد و عناد و عصبيت و بخل و نخوت و جبن و ساير صفات خبيثه يا بمعاصى مثل ظلم و تعدى و فسق و فجور و آنچه خداوند حرام كرده يا ترك واجبات مثل نماز روزه خمس زكات حقوق ذوى الحقوق و امر بمعروف و نهى از منكر و حب اهل بيت و تبرّى از اعداء آنها و ساير واجبات شرعيه كه مكرر گفته‌ايم كه مضار معاصى بسيار است سلب نعمت كوتاهى عمر نزول بلايا گرفتار ظالم تسلط شيطان ضعف ايمان بلكه سلب ايمان قساوت سياهى قلب سياهى دل رنجش خاطر پيغمبر و ائمه طاهرين متابعت هواهاى نفسانى و از همه بالاتر غضب الهى تا برسد بعقوبات آن عالم از حين موت و عذاب قبر و عالم برزخ و عقبات قيامت و سياهى نامهء عمل و سياهى صورت و سختى حساب و اغلال و سلاسل و خفت ميزان و لغزش صراط تا در جهنم و عمود و تازيانه و زقوم و حميم و غساق و ساير عقوبات لذا ميفرمايد : وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها خيبت را تفسير كردند بخمولى نفس و خفت نفس و ضلالت نفس و هلاكت نفس و خست نفس ، و دس آلوده كردن نفس است به اين عيوب و مضار و اخفاء آن و ادخال خباثت در آن نفسى كه اين همه فضائل بايد داشته باشد آلوده به اين همه خبائث بشود . [ سوره الشمس ( 91 ) : آيه 11 ] كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْواها ( 11 ) تكذيب ثمود بطغيان و سركشى خود بود و ذكر ثمود بالخصوص من بين الامم الماضية براى اين است كه شقاوت آنها از تمام امم ماضيه بيشتر بود بواسطهء اين معجزهء بزرگ كه در مرأى و منظر آنها بود ناقه صالح و بر آنها استفادهء بزرگى داشت كه شير آن كافى بر همهء آنها بود و حضرت صالح هم آنها را خبر داد كه اگر به اين ناقه آسيبى وارد گرديد عذاب بر شما به نزديكى وارد مىشود مع ذلك تكذيب كردند صالح را و پى كردند ناقه را كه از صالح مطالبه معجزه و آيه كردند خدا ميفرمايد : قالَ هذِهِ ناقَةٌ لَها شِرْبٌ وَ لَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ شعراء آيه 155 و 156 .